سختمه ک بگم مدتهاست از خدا ناامید شدم مدتهاست دیگه از عمو عباس چیزی نخواستم فقط میرم ی گوشه کز میکنم زیر چشمی نگاش میکنم ک چطور هوای همه رو داره جز من دلم شکسته ولی دیگه هیچکس و ندارم ک بهش پناه ببرم
امّا قُلوبُ الْمُنْکَسِرَة ، عبّاسُ کَفیٖلِهٰا واما قلبهای شکسته...عباس ضامن و سرپرست آنهاست
00:05 - 31 مرداد 1405