باران ای بارشِ لطفِ خداوندگار ای تو حریرِ تنِ شبهای تار چون اشکِ دل از دیدهی این آسمان ریزی تو کنون،بر سرِ ما،بیادعا،بیامان در پردهی شب، نغمهی تو دلنواز چون چنگِ فرشته،به جانها طراز هر قطرهات آیینه ای از رازهاست در سینهی تو آتشِ آوازهاست
بر خاکِ تشنه بوسهات جان دهد بر تن پژمرده که ایمان دهد تو مژدهی سبزی به بهارانِ نو ای مرهمِ دل،ای تو طبیبِ شِنواز آمدنت،کوه و صحرا شکفت دلهای افسرده،ز غمها برفت ابر که آمد به سخن برنشست از دردِ دلِ خلق،چو بغضی شکستای نمِ باران تو صدایِ خدا در تو امید است و ثنا و دعا
12:43 - 20 August 2025