کانالی که اولین خبر را گذاشته بود پیدا کرده بودم و با دو پیامی که از لحظه شهادتِ آن جوانِ روضه خوان دیدم نفسم سنگین شد، سینهام سوخت و سر خوردم کنار دیوار...ورق دیگری از دفترمان آغشته شد به خونی با بوی روضه برای حسینع... نه به دستِ داعش در خارج ازین مرزها...نه سوریه و عراق و لبنان...
در ایران، به دست وحوشِ تروریستِ سلطنت طلب؛در ازای پول...چقدر قساوت را مغزتان میتواند متصور شود که هنوز صدای نفسهایش خاموش نشده، قلبش را از سینهاش بیرون بکشند؟کسی نیست برایش هشتگ حمیدرضای بابا کجایی بگذارد؟چقدر مداحیای که با صدایش پخش شده به حال و روزش میآید...
هشت سال جنگ با عراق داشتیم هیچوقت چنین جنایتهایی ازشون ندیدیم. دشمن بودن یه موضوعه هاری و توحش و سادیسم جنونآمیز و بسیار بسیار خطرناک و وخیم ویژه دیوانگان زنجیری یک موضوع جداگانه ست.