دوستان خداییش امروز صبح یه خوابی دیدم،انصافا عَقلا شرعا مسخرم نکنید اگه کسی تعبیری چیزی بلده بهم بگه پی وی، نمیخواستم بگم ولی گفتم بزار بگم شاید خالی از لطف نباشه،بقران این خوابو دیدم فقط میخوام بدونم خیر باشه ایشالا، خوابم اینه : حدودا بین ساعت ده تا ۱۱۱۵ صبح امروز بود خواب دیدم توی یک مسجد
یا حسینیه بزرگی شبیه داخل حسینیه امام خمینی که حضرت اقا توش همیشه سخنرانی میکردن هستم(ظاهر داخلیش شبیه همون حسینیه امام خمینی)، خواب میدیدم توی همچین جایی هستم و رهبر کشور سیدمجتبی خامنه ای هم توی حسینیه هستن و کنارشونم و دقیقا کنار دست چپشون نشستم و میخواستم پاشم و ایشون با دست چپشون بطرف شونم روو
کردن و بهم گفتن نه تو همینجا کنارم بشین و جات همینجاست تکون نخور،تو همینجا بشین کنارم، بعدش یدفعه توی همون نزدیکی داخل همون حسینیه نزدیک آقا سیدمجتبی یا یکمی عقبتر یا جلوتر دیدم یک سفره پارچه ای مشکی کوچک داخلش چندتا نان شبیه به نان لواش هست که یجوری شنیدم این نان رو ببرین یا گفتن این نان برای اقاست
گفتم کدوم آقا، بازم دقیق نمیدونم از کی ولی شنیدم گفتن برای اقا سیدعلی، بعد من گفتم اقا که نیستن و شهید شدن، بعد اون لحظه فکر کنم یا شخص اقا سیدمجتبی بهم نگاه کرد گفت یا کسی دیگه گفت که نه اینجوریام نیست،اقا زندست،پشت صحنه یچیز دیگست و جریان یکچیز دیگست و اقا زندست،اینو نمیدونم شخص اقا سیدمجتبی بهم
گفتن یا یکی از همون ادمای توی حسینیه گفت که جریان پشت صحنه چیز دیگست،بازم ادم بود توی حسینیه ها، ولی فقط چهره ی اقاسیدمجتبی جلو چشام بود و فقط ایشونو میشناختم ،با اینکه انگار بازم ادم بود و صداهای ادمای دیگه میومد ولی انگار فقط اقا سیدمجتبی و من همین دو نفر بودیم اونجا،شایدم یکی دو نفر دیگه بودن
که توی حسینیه اینطرفو اونطرف میرفتن ولی چیزی ازشون یادم نمیاد.دوستان انصافا کسی سر در میاره دایرکتم بهم بگه، خوابمو دوست داشتم و یکم کنجکاو شدم راجبش همین.
22:22 - 14 June 2026

134 Views