شاید De sterrennachtمنم چشم های تو بود!:(
iriPinned post
نباید شیشه را، با سنگ بازی داد،نباید مست را در حالِ مستی؛دست قاضی داد..نباید بیتفاوت چتر ماتم را،به دست خیس باران داد..کبوترها که جز پروازِ آزادی نمیخواهندنباید در حصار میله ها، با دانهای گندم...به او تعلیم ماندن داد!
من هر گلی را آب دادم زردتر شدهر دست سردی را گرفتم سردتر شدهی قد کشیدم زیر بار مشکلاتممن زندگی را ساختم او مردتر شد
چرا یهو جای این فرشا با فرشای ماشینی و رنگای زود خزشون گرفته شد..؟ ولی هر چقد هم که طرح و رنگاشون متنوعو قشنگ باشه اندازه فرشای کاشان، فرشای قرمز قدیمی به دل نمیشینه🌿
یه بار تو یکی از همین شبکه های اجتماعی نوشتم: «خویش را گم کردهام در سنگلاخ زندگیهرچه میگردم نمیدانم کجا افتادهام.» #فاضل_نظرییکی اومد زیرش کامنت گذاشته بود که #به بالا نگاه کن! و من ناخوداگاه با خوندنش رومو کردم بالا آسمونو دیدم وخدا یادم اومد؛ نفهمیدم منظورش همین بود یا نه! ولی تلنگرِ
قطعا استدلالی که خودت بهش رسیدی از احساسات تعصبی تحمیلی قوی تره✓✓
تاریخ، قلمت بشکند اگر پدرمان را آنگونه که بود شرح ندهی! 😔❤️🩹خطاب به تاریخ...😔3 MB
هر لحظه دنبال یه چیزی می گردم، حس می کنم این تن باید یه جایی بره... دنبال یه چیزی می گردم که اطرافم نیست.. و این داره کلافم میکنه و هر وقت یهو چشم به عکساش میخوره هم حسرت و هم بغضِ جانکاهی گلومو خفه میکنه.... چی میشه ماهم پامون از این کوفتگیا بچشه🥹🥹
اونجا که وحشی بافقی میگه:ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ، ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ،ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ …Show more
غدیر است و به لب جز ذکر یا حیدر نمی آید فراوانی انگور است، مستی سر نمی آید🥲🪐#غدیر_حامد _عسکری5 MB