خاک تو سرتقرار بود ازش دخترش رو خواستگاری کنمالبته ملانی نباید بفهمهالان افتاد بنده خدا رو تخت بیمارستان ملانی همینجوری از دستم عصبانی هست چون وقتی میاد از تو آشپزخونه تو حال یهو میبینه من بساط تریاک رو پهن کردم سریع منو میزنه و میگه سریع بساط این زهرماری رو جمع کنبهش نگو
خب گفت زده بودیم تو جنگ امارات با اون وزیر جنگ علی با شدو رفتیم زدیم بچش مرد و خودش تو بیمارستان افتاد از اون به بعد من ازش خبری ندارم
10:58 - 24 May 2026