بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِفَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۱۱۲﴾می پذیریم: هَیهات مِنّا الذلّة#آستانه :به بهانه‌ی ورود به محرمسروده ای از : فتحعلی علوی سوق #اینک_محرم_میشود_از_راه_کاروان_نور
اینک از راه آیدت محرم، کاروان نورسینه‌ای کاندر او موج است دریای خموش و شورنه ماه حزن که صبح ازل، در نقاب آفاقنه روز خون که طلوع ابد، در لباس عشق و شعورهله، ای عدم!قدم بنه در مسلخ وجود ماکز پیشواز این قدوم، جان میکنیم غرق غرورمحرم می آید و عشق، دستار می‌بندد به کمر
تا بشکند به یک اشاره، بت های عقل و راه عبوربردار پرده از جمال، ای حسن بی چگونه ی دوستکز شرم این ظهور، عرش محو شود در این ظهورزان پیشتر که بود و نبود رخت بسته بودبر لوح سینه ی عاشق، این قصه بود نقش و سطور
این بادیه نه راه آب، که راه فنا و نور استاین قافله نه تشنه لب، که مست می طهور استآهوی وحشی خیال، اینجا برسد به دام و بندکز بوی سیب این چمن، اندیشه رود راه دور است
فرمودأَنِّی سِلْمٌ،آن شاه سریر لایعنی که هر چه هست و نیست، این سینه را سلام و سجوددر مکتب حسین(ع)،الف قامت خم کندتا از فنای نقطه در او، خلق جهان کند صعود
قم، ای قلم، بشکن دوات، در ماتم جنون منکاین شرح، بی زبان و لب، در خون رقم زند وروددریاب! دم فرو بند، که این قصه ی محالدر هیچ گفته میشود، آنجا که نیست تار و پود
یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْوَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ‌
13:16 - 8 June 2026