بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِداستان لس آنجلس به قلم: فتحعلی علوی سوق به بهانه بازی #فونبال ایران داستان لس‌آنجلسروایتی در دو نیمه ی (نه ۴۵د)بر آمده از رنج حیرت ..‌نیمه اول ،آن سوی شب در خانه ی ‌..‌. ، در دل #ایران، کنار پنجره‌ای که رو به هیچ‌ کجا باز می‌شود نشسته است.
ساعت از نیمه شب می گذرد. تلویزیون روشن است، صدا بسته.تصویر لس‌آنجلس(۱@در حدود۷۹۰ك م آریزونا)، این شهر ارزهای ردیابی شده و نشده در قاب سرد صفحه می‌رقصد،خیابان‌های وست‌وود ماشین‌هایی که پرچم بر تن دارند جوانانی که بوق می‌زنند و فریاد ایران، ایران سر می‌دهند. نویسنده خیره مانده. دلش آنجاست، در میان
آن جماعت سرگردان مهاجر،اما تنش اینجاست، در حصار این اتاق نم‌کشیده.در محاصره پلشتی و این این ....و آن ...،این دوپارگی جان،.‌. ماجرای ...فرزندانش خوابیده‌اند.بی‌خبر شایدآگاه تر از توفانی که در سینه‌ی پدر می‌وزداو مانده .مانده تا نگهبان ایمان باشددر دیاری که ایمان، سکه‌ای کم سکه شده. مانده تا سرباز
پاکی باشددر هوایی که تنفس را زهر می‌کند(به و... از زهر گذشته ) اما اینک، در این نیمه‌شب تنهایی، از خود می‌پرسدکدام ایمان؟ کدام پاکی؟ و .... آیا ........؟ آیا ...دست‌هایش را می‌نگرد چروکیده‌اند. با این دست‌ها ...نوشته سپیدهایی بر سیاه تخته ها...در مرداد بیدبلند چکش برقی زده گندم دروکرده...اما آیا
حقیقت را برای فرزندانش هجی کرده؟ آیا راه پاک ماندن را، وقتی فضا زمان آلوده به هزار تزویر است بر پیشانیشان حک کرده؟ نمی‌داند .نمی داند.نمی داند با گریه ودستان خالی زحمی رو به خدا.واین ندانستن زهری است که ذره‌ذره جانش رامی‌خورد...نیمه دوم آن سوی آبساعاتی دیگر،در لس‌آنجلس،#بازی آغاز شده نویسنده
گویی روحش از تن جدا شده و به آن سالن بزرگ همایش‌های بازی پر کشیده. هوایی نفس‌گیر،آمیخته به بوی ..‌.و ادکلن‌های تندو...اینجا مرز میان زمین وتماشاگر محو است.تماشاگران تنها نظاره‌گر نیستند آنها خود،بازی‌اند. تک تک پاس‌ها امشب ،ضربان قلبشان را بالا و پایین می‌برد...ادامه دارد۱@منظور زادگاه تاماهاوک
18:09 - 15 June 2026



1 Reply

Profile picture of ‌مریم زادخوست‌
@mzadkhoost2015 June 2026
نوشتار عالی، ادبیات عالی، درد ذهنی مشترک🇮🇷