سلامگرچه در تنی و، آواره در، جنگ و طوفان😔روحِ تو بیزار و گرفتارِ این پایان🧎یاد کن این تنِ، زنده را به رسم پرواز🧑🦯باید از این قفس، برآیی به سویِ راز🕊️#شاعر_Music1
@Music114 July 2026سلامگرچه در تنی و، آواره در، جنگ و طوفان😔روحِ تو بیزار و گرفتارِ این پایان🧎یاد کن این تنِ، زنده را به رسم پرواز🧑🦯باید از این قفس، برآیی به سویِ راز🕊️#شاعر_Music1
@GoleHamisheBahar6814 July 2026Replying to @F_shah_69این که هر سـو می کِشـم با خود، نپنداری تن استگورِ گردان اسـت و در او آرزوهایِ من اسـت #شعر_سیمین_بهبهانی
@Hadikhan11015 July 2026Replying to @F_shah_69خسته ام مثل جوانی که پس از سربازیبشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــردهمثـل یــک افـسر تحقـیق شـرافـتـمـنـدیکـه بـه پـرونده ی جـرم پسرش بـرخوردهخسته ام مثل طبیبی که خودش بیمار است ...جمله ` هرچه بگندد ... ` به سرش آوار است ...
@Hadikhan11015 July 2026Replying to @F_shah_69خسته تر مثل کسی که شب قبل از اعدام ...خواب آشفته ی او ، خواب طناب دار است خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغبین دعوای پـدر مـادر خود گـم شده استخستـه مثل زن راضـی شده به مهر طلاقکه پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده استخسته مثـل پـدری کـه پسر معتـادشغـرق در درد خمـاری شـده فـریـاد زده
@Hadikhan11015 July 2026Replying to @F_shah_69مثل یک پیرزنی که شده سرباز عروسپسـرش پیـش زنـش بـر سر او داد زدهخسته ام مثـل زنی حامله که ماه نهمدکترش گفته به درد سرطان مشکوک استمثل مردی که قسم خورده خیانت نکندزنش اما به قسم خوردن آن مشکوک استخسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاهکـه کسـی غیـر پـرستار سراغش نرود
@Hadikhan11015 July 2026Replying to @F_shah_69خستـه ام بیشتر از پیـر زنـی تنهـا کـه عیـد باشد نـوه اش سمت اتاقش نرودخسته ام کاش کسی حال مرا می فهمیدغیر از این بغض که در راه گلو سد شده استشـده ام مثل مریضی که پس از قطع امیددر پی معجزه ای راهی مشهد شده است
@Sokoot4015 July 2026Replying to @F_shah_69در فضای باغ دیدم داغهای لاله راچشمِ در خون خفتهٔ داغِ دلم آمد به یاد#زخمیِعشقیوطنم🥀❤️🩹
@Habibrahmanihajiaga18 July 2026Replying to @F_shah_69خسته از خود در پی بیگانگان فکرم طوفانی است با خود بیگانه و از بیگانگان هم خسته است عشق بر سر دارد و از خود گذشته این تنمغافل از خود در پی معشوق دیوانه است