« تصور بفرمائید صبح عاشورا برخی از اصحاب جار میزدند که اگر حضرت اباعبدالله به صلح با یزید امر کردند، همه باید اطاعت کنند!مگر آن ۷۲ مجاهد که در رکاب امام بودند، در تصورشان هم میگنجید که از امر امام اطاعت نکنند؟! هرگز!
اما آنکه در میانه جنگ، صلح با یزید را بی آنکه امام بر زبان آورد، در جامعه جار میزند، دنبال اطاعت از امام نیست، دنبال تحمیل مطامع خود بر امام است. »©✍️ به نقل از دکتر سید یاسر جبراییلی
نکته این حرف کجاست ؟جـــــــــــــار زدن !وقتی قرار است همه از امام اطاعت کنند چه جنگ چه صلح همه وظیفه شان اطاعت است .این امر در پس ذهن ها و ایمان قلب های یاران امام (اون ۷۲ نفر خالص)وجود دارد و برایشان نهادینه شده.
حال یکی بیاد و در بین این اصحاب همچین موضوعی را جار بزند !اصلا این اصحاب تابع امام هستند .تو چی میگی این وسط ؟ اصلا سوال مهم تر چرا جار میزنی ؟
اگر کسی جار زد آیا الزاما خائن و نفوذی است ؟ جواب :از لحاظ تئورتیک و نظری ، خیراما تاریخ میگوید که غالبا این افراد ... آری ! بوی خطبات شیطانی و خیانت میدهند .
خیلی از قضیه ها در مقام تئوری ها قابل اثبات نیستند چون علوم نظریات و تئوری ها دفتر چه ای هستند که قانون های نوشتنی را درش مینویسند .اما تاریخ کتاب قطوری است که قانون های نانوشتنی را در آن مییابی!
من به تاریخ بیشتر اعتماد دارم .تاریخ زخم های خودش را در :دم خیمه معاویه ...در اعتراضات مشروطه ...در سازش دکتر حشمت در نهضت جنگل ...در خیانت لیبرالی ها ...و...به من نشان داد و گفت :این زخم ها با خار نبود...با جار بود !#تاریخ#جار#تکرار 22:12 - 30 March 2026