«هستیم، اما گویی وجود نداریم👩🏻‍🦯..»
همیشه اینطور بود که من هر روز ساعت‌ها فقط برای لحظه‌ای حال خوب جنگیدم! تمام کمبودها و تمام نبودن‌ها را به جان خریدم. تمام ندیدن ها و نشنیدن هارا..
همیشه اینطور بود و من جلوی خونریزی های زیادی را گرفتم، اما کسی احساس اش نکرد. دلشان خوش بود که خونی نمی چکد و کسی غرق نمی شود. اما این من بودم که غرق خون شدم و نگذاشتم کسی آسیب ببیند.
همیشه اینطور بود که من از خودم گذشتم اما کسی حتی حسش نکرد! کسی بودنم را ندید و در نهایت کسی زخمی شدنم را ندید. کسی حواسش نبود که مابین این روزها و شب هایی که میگذرد، کسی بی صدا جان میدهد؛)#حوراء
18:25 - 17 July 2025



2 Replies

@Haikebnc17 July 2025
Replying to
«غریبانه زیستیم، در انزوای عشق. تو ای قربانی سکوت، ای نگهبانِ درد، چه تلخ است که فداکاری‌ات را نسنجند! اما بدان: هر قطره‌ای که ریختی، دریایی است در نهان. تو خود، هم زخمی و هم مرهمی. باش تا سحرگاهِ بودنِ تو فرا رسد...»