تهران واقعا مردم عجیبی داره! امروز یه بنده خدایی رو سوار کردم اول که دیدمش دیدم دستش خالکوبی داره 😰با خودم گفتم الان تا آخر مسیر هی حرف از گرونی و نظام و اینا میزنه 😅خیلی گرم شروع کرد، اومد جلو نشست و صحبت کردیم، منم گرم گرفتم باهاش آخرش فهمیدم پدر و پدر خانم و خودش جانبازن 😐