«بازیچه امیال ها...»خواستم پندی بگیرم از پریشان حال هاتازه فهمیدم که هستم گیر استدلال‌ها مکتب عشاق را دادم ز کف رفتم پیِمکتبِ بی مایه ی اصحابِ قیل و قال هاهرچه دیدم غیر تو ،با این دو چشم هیچ بینجز تو را دیدم، شدم سرگرم این تمثال ها
غیر دریا نیست امواجی که در دریای دلسال ها آشفته کرده دل به این زلزال ها در رکوع و در سجودم در پی کامم ز توبد ضرر کردم شدم درگیر این اعمال هایوسف از مکر زلیخا سوی لیلا میدویددرب های بسته از مجنون کند اقبال هاسوختم اما دل خود را به دست این و آن من ندادم تا شود بازیچه امیال ها #کاشف
11:20 - 27 December 2025