وقتی دانشجو بودیه سفر حج دانشجویی قسمتم شد،الان که بهش فکر میکنم معنی کلمه ی بی معرفت رو خوب متوجه میشم ‌چون از جمله سفرهایی بود که با بی معرفتی کامل قسمت شد و الان واقعا حیرت و حسرت میخورم از توی جیب آخرین مانتوی مادرم یه کیسه فریزری پیدا کرده بودیم که داخلش دو سه مشت گندم بود @mderakhshandeh
2 MB
اینو وقتی پیدا کردن گذاشتن یه گوشه و گفتن وقتی یکی رفت حج بدیم با خودش ببره . تو خوابم نمیدیم اونی که ممکن هست بر مکه من باشم .دقیقا یک سال بعد از پیدا شدن اون کیسه گندم من مشرف شدم .کیسه ی گندم و بردم وقتی رسیدیم مدینه مدام از اینو اون می‌پرسیدم قبر امام حسن کجاست ست داشت .....🥹🥹
من می‌خوام اینارو بریزم برا کبوترها .یک روز رفتیم مسجد و النبی نزدیک غروب که بد غروبی هم بود و انگار قرمزی خورشید تا توی گلوی آدم آمده رو زمین رییس کاروان ما رو برد قبرستان بقیع ،رسیدیم پشت این نرده ها گفت گندماتو بده . گفتم اگر میشه خودم بپاشم.گفت :
خانما نمیتونن بیان داخل .... اگر میخوای از همینجا بپاش اگر نه بده من ببرم نزدیک تر.گفتم مزارشون کجاست ، گفت یکی از اون قبرها ....تازه فهمیدم مامانم چرا انقدر امام حسن و دوست داشت.....🥹🥹
20:42 - 13 August 2026

1 Reactions
1067 Views