اگر داغم، اگر سوزم، اگر آهم، اگر دردمبر این آتش که می‌سوزاندم خود هیزم آوردم...
خودم تقدیر را تغییر دادم با دعاهایمزمین خوردم به سختی با تمام ادعاهایماگرچه عاشقان در عشق از من ایده می‌گیرندولی چشمان تو راحت مرا نادیده می‌گیرند:)نمی‌دانم كه باز اين دو چه چيزى زير سر دارندبه چشمانت بگو دست از سر دنیام بر‌دارند..!
من از اين آسمان تيره بارانی نمى‌خواهمبراى زندگى عشق فراوانى نمى‌خواهمسرم با زندگی گرم است اگر این زندگی باشداگر این روزهای سرد غمگین زندگی باشدچرا شرحی به معنای فراموشی نمی‌بینم؟تنم محتاج آغوش است و آغوشی نمی‌بینمچرا انقدر دلتنگم؟ چرا انقدر دلگیرم؟چرا من زنده ام بی تو؟ چرا آخر نمی میرم؟
چرا؟ شاید دلیل کوچک بی منطقی دارماگر چه عاقلم همواره عقل عاشقی دارمپس از شب‌های تلخ بی‌کسی صبح سپیدی هستمرا در اوج ناامید بودن‌ها امیدی هست!امیدی هست و می‌گویم، اگر شاید فقط شایداگر دنیا شود زیر و زِبَر، شاید فقط شاید
تو هم شاید مرا در یاد می‌آری به دشواریو از من خاطرات مبهمی داری به دشواریتو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمی‌گوییتو مغروی که از دلتنگی و دوری نمی‌گوییتو هم دلتنگی و هم بی‌قراری در خیالاتمتو من را دوست داری عاشق این احتمالاتم..
نمی‌گویم که چشمانت فقط دنبال من باشدولى اى كاش می‌شد دست‌هايت مال من باشدپس از دست تو، دست دیگری هرگز نمی‌گیرم..که مردم زنده از عشقند و من با عشق می‌میرماگر چه من به یادت هستم و همواره می‌مانمولیکن تو مرا از ياد خواهى برد، مى‌دانم..:)
_سیدتقی سیدی
18:01 - 25 July 2026



3 Replies

Profile picture of ‌𝓱𝓪𝓭𝓲𝓼‌
@hadis_11025 July 2026
Replying to @Mahya1190
ای محیا جان...

Profile picture of ‌-ا¹³³ا-‌
@Abdol_hosein012825 July 2026
Replying to @Mahya1190
بازنشر بزنم؟

Profile picture of ‌hanam(:‌
@hanam2127 July 2026
Replying to @Mahya1190
محیا خانوم بیداره که