مثال:«سمیه»، #پژوهشگر جوان ایرانی، در یکی از #شبکههای_اجتماعی علمی، با فردی آشنا میشود که خود را یک فعال ایرانی خارجنشین معرفی میکند.این فرد با ارسال #پیام های صمیمانه، از مشکلات علمی و #اقتصادی ایران صحبت میکند و خود را دلسوز #پیشرفت کشور نشان میدهد.
او #پیشنهاد تشکیل یک گروه #مجازی برای تبادل #دانش و حل #چالش های کشور را مطرح میکند و سمیه را به همکاری دعوت مینماید.طی گفتگوها، شخص مذکور بارها تأکید میکند که هدفش فقط “کمک به #ایران” است و اگر سمیه اطلاعات دقیقتری از وضعیت #پروژه ها و موانع #فناوری دانشگاه یا محل کارش ارائه کند،...
او میتواند این مسائل را به گوش “نخبگان ایرانی خارج از کشور” برساند و راهحلی بیابد.اما سمیه کمکم متوجه میشود که تاکید بیش از حد این فعال بر دریافت جزئیات پروژههای #حساس و پرسشگریهای مکرر او، با فعالیت علمی یا دغدغههای واقعی مطابقت ندارد.
از سوی دیگر، از سمیه میخواهد درباره همکاران و پژوهشگران دیگر و دسترسی به برخی اسناد #اداری نیز اطلاعات بدهد.سمیه با #هوشمندی این روند را #مشکوک تشخیص میدهد و از ارائه هرگونه اطلاعات #محرمانه خودداری میکند. او موضوع را با مسئول #حراست محل کارش در میان میگذارد.
پس از پیگیری، مشخص میشود این شخص به یک #شبکه جمعآوری اطلاعات خارجی وابسته بوده است.سمیه با هوشیاری و اقدام صحیح، از آسیب به خود و مجموعه پژوهشیاش جلوگیری میکند و مانع #نفوذ اطلاعاتی در حوزه علمی کشور میشود.