مثل قالیباف باید رفت دردسر اظهاریه و شکایت نوشتن و اینها رو تحمل کرد تا به نتیجه رسید. نمیشه تو یه سایت کارزار امضا جمع کرد و گفت چرا اینا رو که مردم شکایت دارن نمیگیرن. ارادهای نیست. حال ندارن شکایت کنن.
iri@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiکو دلایلی که برای غایت فلسفه زدیف کردی؟ اونیکه گفتم فلسفه در تلاش یقینه؛ از زبان شما بود. گفتم حتی اگه همین رو هم بپذیریم. بد نوشتم.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniمن یه تعریف ارائه دادم از فلسفه. توی اون تعریف غایت رسیدن به معرفت یقینی از واقعیته. حالا اگه این تعریف رو میپذیری به نظرم در ادامهاش میشه ایدهات رو به بحث گذاشت. اگر نپذیری هم که کلا گرفتار اشتراک لفظ شدیم و دعوا جای دیگه است.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiخب این تعریفه؛ دلیل نیست. نه نمیپذیرم. آنچه از فلسفیدن به دست میآریم خودشه. اینکه فلسفیدن (نه رسیدن به حقیقت) چه فایدهای داره رو می تونم دربارهش بگم.مثلا یکیش اینه واقعا به حقیقت برسه و ما از عملکردن به اون دریافت سودمند بشیم.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniمیدونم، اگر میپذیرفتی روش دلیل میآوردم چون به نظرم از خود تعریف میشه مستقیم نتیجه رو درآورد.این یکیش که گفتی که شد مطابق تعریف من و همون رسیدن به حقیقت. یه فایدهی فلسفیدن بدون رسیدن به حقیقت رو بگو.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniحالا کلا یه سری مسئله محل بحث که درومد اگه هستی یه ویرآوا هم شاید بشه بریم دربارهاش که دیالوگ واقعی شکل بگیره و بشه رفت و برگشت کرد.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiهیچ کس نمیتونه بگه درست طی شده. همون مسیر منطق که مشخص کردی در جاهایی قابل خدشهست؛ بگذریم از تعریفها و ماده استدلال.من نگفتم فیحدذاته ارزشمنده. مسئله من به خود فیلسوف برمیگرده؛ حتی اگر خودش تنها انسانی باشه که روی زمین زندگی میکنه.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniجمله اولت شعار سوفیتها نیست؟ نسبیگرایی ازش درنمیاد؟ اگر من نمیتونم درست طی کنم، توی منتقد هم نمیتونی، ما هم نمیتونیم. حالا میفهمم حرفت این نیست ولی جمله خیلی تنده.اینکه در برابر امکان خطا گشوده باشیم و «به غلط» جزمیت نداشته باشیم که درسته. اما «به درست» هم میشه جزمیت داشت. هر جزمیتی بد نیست.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiبابا حرف من اینه که ما نمیدونیم اون درستمون واقعا درست هست که بهش جزمیت داشته باشیم. تو فکر میکنی ما یسری عقاید داریم که میدونیم یه عدهشون درستن یه عدهشون غلط، پس بیایم به درستها جزم داشته باشیم به غلطها نه. نه، ما فکر میکنیم همهش درسته.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniخب پس هیچ معیاری نداریم برای تفکیک درست و غلط دیگه. همش پندار درستی ماست که در حقیقت درستی نیست و همیشه ممکنه خطا باشه. پس اساسا معیاری نیست دیگه.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiدرست و غلطی هست. این رو قبول داریم. مسئله تعریفها و استدلالهای رسیدن به اون درست و غلطه؛ که میتونه اشتباه باشه. این رو در صوت ادامهش رو میگم.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniحالا من دموکراسی به معنای متداول رو دربارهاش یه چیزی گفتم ولی بله حق با شماست. درد و نفرین.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiنباید داشت خیلی. البته باید حتیالمقدور تلاش رو کرد که به حقیقت برسیم ولی لزومی نداره رسیده باشیم. اگر رسیده باشیم هم خودمون نمیدونیم که این همون حقیقتهست؛ چون باز از قوای معرفتی خودمون داریم نظر میکنیم. اما این به این معنی نیست که فلسفه بیفایدهست.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniاین جواب اردبیلیه بین جوابهای زیادی که وجود داره. خودش هم یه عالم مفروض داره و قبلش بسیاری از چیزها اثبات و نفی شدن.در رد و اثباتش من نمیتونم چیزی بگم چون از جایی که من هستم خیلی راه هست تا جایی که اینا دارن میجنگن.
@Meiti9 October 2026اما میفهمم که دست کم خود اردبیلی در تعریفش از فلسفه یک چیز رو جزمی و مصون از نقد گرفته و اون هم خود این فرآیند بیانتهای نقادیه. کسی حق نداره بگه رسیدم و ما سر این مسئله با کسی شوخی نداریم و جزمی حکم میکنیم.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiقطعا، منم گفتم که عدم قطعیت خودش جزمه. آخه ببین من به عنوان یه فرد قائل به عدم قطعیت میخوام به نقد تو درباره عدم قطعیت فکر کنم. درسته؟خب وقتی دارم بهش فکر میکنم قطعا عدم جزمیت رو پیشفرض گرفتم؛ برای نفی همون عدم جزمیت. این جزم ناگزیر کجا و جزمهای دیگه کجا.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniساحت امکان و ساحت تحقق رو اگه جدا کنی درست میشه این اشکال.من میگم ۲+۲ بینهایت جواب داره. تو میگی نه یه جواب داره اونم ۴. میگم چرا؟ تو مثلا از برهان خلف میری جلو. تمام جوابهای دیگه رو رد میکنی میمونه جواب مطلوب. اینجا همچنان روی چهار جزمیت داریم اما در مقام بحث امکان سایر جواب ها رو هم لحاظ کردیم.
ساکن طبقه وسط Replied
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiنباید داشت خیلی. البته باید حتیالمقدور تلاش رو کرد که به حقیقت برسیم ولی لزومی نداره رسیده باشیم. اگر رسیده باشیم هم خودمون نمیدونیم که این همون حقیقتهست؛ چون باز از قوای معرفتی خودمون داریم نظر میکنیم. اما این به این معنی نیست که فلسفه بیفایدهست.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniسوا کردن درست از غلط، نرسیدن به یقین، تلاش برای رسیدن به حقیقت، لزومی نداره که برسیم به حقیقت.اینا رو نمیفهمم چطور جمع کردی با هم.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiاین وضعیت امکان وقوع داره عقلا. اما مسئله احتمالشه. احتمالش خیلی کمه. تجربۀ تاریخی و مسئله پرسپکتیو در تحلیل پدیدارها این رو ثابت میکنه.اگر کسی میتونه اثبات کنه که به خود شناخت و ادراکش هیچ اشکالی وارد نیست و او مثل آینه حقیقت رو برمیگردونه؛ بکنه.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniخب حله پس همین که احتمالش هست کافیه که این مقدار عدم جزمیت رو بدیهی و قطعی و همیشگی ندونیم.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiاینکه احتمالش باشه؛ در عالم خارج هست. اینکه ما بتونیم یقین کنیم واقعا چنین چیزی هست؛ باز وابسته به معرفت خودمونه و قابل یقین نیست.
This post was deleted by the post author.
ساکن طبقه وسط Replied
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiچرا نشد فلسفه؟ باید انتظارت رو از فلسفه تغییر بدی. این امکان در هر صورت هست؛ و به دلخواه ما هم جلو نمیره. مسئله اینه این جزمیت واقعی که میگی قابل تشخیص نیست و اصلا فلسفه که همهش صورت و استدلال نیست.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniبه همون تعریف خاص نشد فلسفه. به تعریف دیگه میشه.اون تعریف دیگه خیلی برای من موجه نیست. با اون تعریف ترجیح میدم داستایوفسکی بخونم و مولوی به جای متن فلسفی چون دیگه خیلی تفاوتی هم ندارن.