بر قطره های چین جبین آستین گذاشتخندید و بار هستی ما را زمین گذاشتتقدیر را به کافر و مومن سپرد و رفتبین دو قوم گمشده دیوار چین گذاشتآسان نبود تا که خطابش کنیم حقجای حروف اسم خودش نقطه چین گذاشت...از بام عشق بر دل آدم نزول کردپا را در آستانه میدان مین گذاشتما را رها نکرد به حال خود از ازلدنیا مدار بسته شد و دوربین گذاشتعبد ذلیل نام من و نام خویش رارب به عرش برشده عالمین گذاشتبر سقف این جهنم افسرده عبوسنقاشی عریض بهشت برین گذاشتطرحی زدی که نقش جهانم تباه شدبگذار راحتت بکنم افتضاح شد...طرحی زدی که هر چه گناه نکرده بودمشمول کارنامه این بیگناه شدمعکوس شد جهان شگفتی که داشتممثل مناره ای که فرو رفت و چاه شدمن این من کشیده به تصویر نیستماین نقش بی مرکب رنگی سیاه شدمیترسم از بهشت تو بیرون کشد مراروزی فرشته ای...که ببخشید اشتباه شد#عبدالجبار_کاکایی 14:14 - 15 September 2026