صبر کن ای صنم سنگدل ای فخر فروش،روسیه کردی ام از بابت عشقی که به سو" نآمده ظنّ آراستی!ودراین راه پر از لغزش و رنگ،آنچنانم بنمودی که خومی خواستی؟!تکیه برباد مده ای تن من،چشم از قصد طلب کور کن از دشمن من!آنچه دارد برای من آزرده مگر طعنه وزخم،اوندارد برای دل شوریده مگر ناله وغم،پاره کرده است