مینویسم تا بخوانی با دوچشم منتظر دلبرم بازاین دلم،چندیست بی تابت شدهگرچه دوری از برم اما بدان «دنیای» من هردوچشمم منتظر،فرش قدمهایت شدهاختیاری نیست بر لبها نیاید نام تو در سرم غوغاوقلبم تنگِ دیدارت شدهچندماهی این منِ افسرده حال وخسته دلدر نبودت گوییا تب کرد و بیمارت شده
«قول دل کندن گرفتی»،باشد اما حس منبی گمان همچون گذشته گرم بازارت شدهعکسهایت یک به یک شوری عشقم را چشیدهرزمانی که دوچشمم محو چشمانت شدهکاش برچیده شود این دوری و درد فراقای نگارا این دلم،دیریست کم طاقت شده ..!
17:03 - 16 October 2024

5 Reactions
73 Views


1 Reply