چهره ات در میان روسری و چادر،گویی ماه شب چهارده است در دل شبِ تاریک و زیبا.چشمانت...دو چشمت اقیانوسی را تشکیل می دهند که هر بیننده ای را در خود غرق می کند.خواهش می کنم،وقتی که به تو نگاه می کنم،تو به من نگاه مکن؛از‌ حیا آب می شوم و تواضع و خشوع تمام وجودم را در آغوش می کشند.چیرگی بر دل عاشق از قدیم،رسم معشوق بوده و تا به ابد خواهد بود.به دلِ لطیف و ضعیفِ من رحم و در حقم ارفاق کن،زیرا که من پناه دیگری جز آغوشِ نگاهِ پر نگار و محبّت تو ندارم.
01:55 - 25 May 2026
Poetry and memoirs

11 Reactions
2081 Views