نرو دامن کشان یارا، نرو دستم به دامانتمگر دل کندهای از ما؟ نرو دستم به دامانتچگونه میشود جان را برند اما نمیرد تن؟که تو جان منی جانا، نرو دستم به دامانتتو ای سروِ بلند از ما دریغِ سایهات کردیبیفکن سایهات بر ما، نرو دستم به دامانت
گمان کردم که فردای پس از تو زود میمیرمرسید امروز آن فردا، نرو دستم به دامانتوداع استخوانسوز تو سوزاندهست جانم رانمیسوزد دلت آیا؟ نرو دستم به دامانتبخند آقا که جانم را فدای خندهات سازمکه شد لبخند تو رویا، نرو دستم به دامانت
چگونه پشت تابوتت بیایم روز تشییعت؟کجا با این شتاب آقا، نرو دستم به دامانتشبیه زینب کبرا شده حال و هوای منبمان ای زادهی زهرا، نرو دستم به دامانت✍زهرا رجبی
23:08 - 29 June 2026