دو روز متوالی و ساعتهای طولانی پای صحبت این عزیزان بودم که هر کدوم در کار خودشون توانمند و حرفهای هستند، اما مهمتر از اون روح و جانشون رو جزئی از وطن و برای وطن و درخدمت وطن میدونن.من آدمی هستم که معتقدم در این دنیا هیچ چیز اتفاقی نیست، من هم اتفاقی وارد این جریان نشدم و وظیفهای در قبالش دارم
و امروز و فردا اینگونه خواهد گذشت..اومدم خشابم رو پر کنم!#روایت_جنگ
چیزهای زیادی یاد گرفتم،برخی از افکار اشتباهم خط خورد،و برخی تایید شد،و یک چهارچوب درست ساخته شد.میخوام اگر خدا کمک کنه کلیاتی که دریافت کردم رو اینجا با شما به اشتراک بذارم.درسته من همراهان چندانی ندارم، ولی حتی اگر یک جمله از این صحبتها قلب یک نفر رو گرم و مغزش رو سرد کنه، کافیه.
جنگ تحمیلی دوم تمام نشده و ادامه داره.نه باید بترسیمو نه بیتفاوت باشیمما مردم عادی جزئی از ارکان قوت وطن هستیم،همون طور که نیروهای نظامی نیاز به تقویت و ترمیم و تمدید قوا دارند، ماهم باید مجهز باشیم.این جنگ بیشتر از میدان در رسانه جریان داشت.دوره باسوال من و سرتکون دادن خانم عابدینی تمام شد:
چرا ما قرارگاه سازندگی خاتم داریم، قرارگاه رسانهای خاتم نداریم؟ولی بسیج که داریم 😁نیروی مردمی در صحنه.. بیاین در حد توان تمرکز خودمون رو بذاریم روی رسانه.به جای تعصب و اصرار و دفاع از نظریات خودمون -که این روزها بیداد میکنه در محازی- با منابع درست و خط درست، کمک کنیم به آرامش مردم و جامعه
و صد البته به نیروهای نظامی 😊بعدش باز میام و فقط از خواهرزادههام میگم، از گلها و سبزیجات بالکن، از راننده تاکسیها و مترو.. دعا کنیم و باور کنیم که این کار از آسمان تدبیر میشه.
12:09 - 20 تیر 1404