🖤یه بار که سیلی میخورد💔همش می‌گفت وای مادر🖤می‌گفت امون از دیوار 💔می‌گفت امون از اون درگریه می‌کرد، یه شب گوشه‌ی زندونگفت چه سخته که پهلو کبود باشهگریه می‌کرد و می‌گفت تصور کنمادری که نتونه دیگه پاشه...#امام_کاظمشاعر: #رضا_یزدانی
21:13 - 5 February 2024

322 Views