از تفریط در نظارت تا افراط در واکنش: درسهایی از ایران و اوکراینمقایسه تطبیقی: رقص بر مزار سربازان در اوکراین و شهدای گمنام در ایرانرخدادهای اجتماعی که با هنجارهای فرهنگی و ارزشی در تضاد هستند، اغلب به بحثهای گسترده حقوقی و اجتماعی منجر میشوند. نمونههایی ازایندست، همچون رقص دو خواهر بر
مزار سربازان در #اوکراین در ۲۰۲۳ و رقص دو دختر کنار یادمان شهدای گمنام در ایران، بازتابی از چالشهای فرهنگی، حقوقی، و روانشناختی است. این نوشتار با ارائه نکاتی، از رویدادهای مشابه در اوکراین آغاز کرده و به وقایع اخیر در ایران میپردازد. سپس دیدگاههای دو نفر را که عموماً بهعنوان منتقد کمابیش سخن میگویند بررسی اجمالی میکنیم، محسن برهانی و سعیدیسم.خوب است که بدانیم این دو چه اندازه با تحلیلهای جامعهشناختی و روانشناسی اجتماعی آشنایند.و عمدتاً چه راهکارهایی ارائه میکنند.
رویداد اول: در اوکراین، دو خواهر در حرکتی که با نارضایتی گستردهای مواجه شد، بر مزار سربازانی که در جنگ با #روسیه جان باخته بودند، رقصیدند و تصاویری از خود در شبکههای اجتماعی منتشر کردند. این رفتار، به اتهام «هتک حرمت مزار»(Desecration of Graves) و واکنش شدید جامعه منجر شد. مقامات اوکراینی، با تأکید بر احترام به یاد سربازان، این دو را به دادگاه احضار کردند و مجازات حبس برای آنها در نظر گرفتند. اصل خبر را که انتشار یافته را بخوانیم. «دو خواهر اوکراینی به دلیل انتشار ویدئویی از رقص خود بر روی قبر پدرشان که سربازی کشتهشده در جنگ بود، با اتهام بیحرمتی به قبر مواجه شده و ممکن است تا پنج سال زندان محکوم شوند. این حادثه در ۲۴ اوت، روز استقلال اوکراین، در قبرستان جنگلی کییف رخ داد. در ویدئو، یکی از خواهران تلفن همراه خود را برای
ضبط ویدئو قرار داده و شروع به رقص میکند، درحالیکه خواهر دیگر به او ملحق شده و حرکات رقص انجام میدهد. پس از انتشار این ویدئو در اینستاگرام، واکنشهای منفی بسیاری به همراه داشت و #پلیس #کییف کمتر از یک ساعت پس از مشاهده ویدئو، این دو خواهر را دستگیر کرد. آنها در ابتدا ادعا کردند که این رفتار با حس شوخطبعی پدر مرحومشان همخوانی دارد، اما پس از واکنشهای منفی، در شبکههای اجتماعی عذرخواهی کردند و اظهار داشتند که قصد بیاحترامی به قهرمانان را نداشتهاند. بااینحال، آنها با اتهام بیحرمتی به مزار مواجه هستند که میتواند به حبس تا پنج سال منجر شود.»
این پرونده در اوکراین به شکل ترکیبی از برخورد قانونی و فشار افکار عمومی مورد رسیدگی قرار گرفت.توجه کنید که فرهنگ و رسوم ایران و اوکراین تفاوتهایی دارند، اما بااینوجود و بهمحض انتشار کلیپ در اینستاگرام و در کمتر از ۱ ساعت این دو دستگیر شدند. عمل انجام شده در اوکراین و بر سر مزار پدرشان بوده و
قصد بیاحترامی هم به سربازان کشته در جنگ هم نداشتهاند.رویداد دوم: رقص دو دختر کنار یادمان #شهدای گمنام در ایراندر ایران، حادثهای مشابه رخ داد. دو دختر نوجوان، در مکانی که یادمان شهدای گمنام محسوب میشود، رقصیده و این صحنه را در فضای مجازی منتشر کردند. این عمل، از سوی بخشی از جامعه ایران که نسبت به ارزشهای مرتبط با شهدا حساس هستند، به حق بهشدت محکوم شد. در پی این رویداد، توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند و پروندهای برای رسیدگی به اتهام بیاحترامی آنان تشکیل شد.
تحلیل دیدگاههای دو گفتمان: محسن برهانی و سعیدیسم۱. محسن برهانی: اصلاحطلب، استاد حقوق دانشگاه تهران، رویکردی حقوقمدارانه و اصلاحطلبانه نسبت به چنین مسائل دارد. معمولاً تحلیل او بر سه محور اصلی استوار است:
برهانی تأکید میکند که برای اثبات جرم، باید نیت و قصد فرد مورد بررسی قرار گیرد. در این پرونده هم به عادت مألوف خواهد گفت، این دو دختر بهاحتمال زیاد از تبعات اجتماعی و ارزشی رفتار خود آگاهی نداشتهاند و این موضوع را نشانهای از خلأهای آموزشی و فرهنگی میداند و نه دلیلی برای مجازات سختگیرانه.
برهانی همیشه به لزوم بهکارگیری رأفت اسلامی بهجای برخورد قضایی در مواجهه با رفتارهای اجتماعی تأکید دارد. او کماکان معتقد بوده است که چنین پروندههایی باید بهجای برخوردهای قضایی، بهعنوان فرصتی برای آگاهیبخشی و اصلاح فرهنگی استفاده شوند.
چنانچه در مورد اوکراین هم پرسیده شود، یحتمل خواهد گفت یا نوشت که حتیٰ در اوکراین، باوجود واکنشهای سخت، رویکرد حقوقی بهگونهای است که عنصر تنبیه، بیش از حد بازدارنده نیست و تمرکز بر حفظ احترام به ارزشهای عمومی است.
۲. سعیدیسم: بلاگری که خود را در کسوت کنشگر رسانهای (دستکم) مخالف مدل تفکرات امثال برهانی، به مخاطبینش در اذهان معرفی کرده است. مسئله حجاب را میگوید خطقرمزش هست. دیدگاهی صریح، انتقادی و گاه جنجالی نسبت به عملکرد مسئولان داشته و شناخته میشود، این رخداد و نظایر این را هیچگاه تاب نمیآورد
و از منظر کاملاً متفاوتی تحلیل میکند. مثلاً سخنان #ظریف را #داووس #سوئیس را با واژه #دیوث بدرقه کلامی میکند. اما چرا بدینگونه سخن میگوید؟ چون پیشتر از آقای علامه جوادی آملی (دامظله) این را شنوده بود. که حضرت استاد عبارت دیوث سیاسی را بکار برده است. همین میشود چاشنی و مجوز کلام ایشان در رد مخالفش دراینخصوص. «حضرت استاد (دامظله) … با توسعه مفهومی نسبت به کلمه دیاثت و دیوث فرمودند کسانی که راه نفوذ بیگانگان را در فضای اقتصادی و یا سیاسی به روی کشور میگشایند از غیرت اقتصادی و یا سیاسی برخوردار نبوده و دیوث هستند.بهکارگیری واژهای خاص موجب برداشت ناصوابی گشته که امید این
توضیح در جهت رفع این ابهام مؤثر و مفید باشد. یکی از واژهها و مفاهیمی که در فقه کاربرد رسمی دارد واژه «دیاثت» است، آنچه در فهم درست رهنمودهای حضرت استاد حائز اهمیت است، کاربرد اصطلاح «دیاثت» در دانش فقه و اخلاق است که با کاربرد عرفی آن، تفاوت زیادی دارد.رجوع کنید به نشانی سعیدیسم همیشه اینگونه رویدادها را به ضعف مدیریتی و فرهنگی نسبت میَدهد و با ادبیاتی تند، مسئولان را مقصر اصلی معرفی کند. زمان #شهید #رئیسی هم از ولنگاری در جایی خاص معترض بود، تندترین عبارات را به مسئولان آن زمان بکار برد. عباراتی نظیر: «بیعرضهترین، بیغیرتترین، بیوجدانترین، بیلیاقتترین مسئولان را در برخی از ساختارهای دولت انقلابی رئیسی شاهدیم.» @Saeedismبرای بیان خشم خود این صفات ناپسندیده را نسبت به ناکارآمدی مدیریتی شهید رئیسی استفاده میکند. برخلاف برهانی که بر آموزش تأکید دارد، سعیدیسم بر این باور است که برای جلوگیری از تکرار چنین رفتارهایی، باید برخوردهای قاطعتری صورت گیرد تا حرمت شهدا و ارزشهای انقلابی حفظ شود.نگاه جامعهشناختی و روانشناختیبرای درک بهتر این رخدادها، باید آنها را در بستر جامعهشناسی و روانشناسی
اجتماعی تحلیل کرد:۱. تضاد ارزشها (Cultural Conflict):جامعه ایران در حال گذار از ارزشهای سنتی به ارزشهای مدرن است. این تضاد باعث میشود که رفتارهایی مانند رقصیدن در اماکن نمادین، از سوی بخشی از جامعه بهعنوان آزادی فردی و از سوی دیگران بهعنوان بیاحترامی تلقی شود.
۲. فشار گروهی و تأثیر شبکههای اجتماعی (Social Media Influence):بسیاری از نوجوانان، بهویژه در عصر شبکههای اجتماعی، برای جلب توجه یا همراهی با روندهای جهانی، رفتارهایی را انجام میدهند که ممکن است پیامدهای اجتماعی و قانونی داشته باشد.
۳. نبود آموزش فرهنگی:خلأ در نظام آموزشی و فرهنگی ایران یکی از دلایل اصلی چنین رفتارهایی است. اگر آگاهیبخشی کافی در مورد ارزشهای ملّی و مذهبی صورت میگرفت و نهادینه میشد، احتمال وقوع چنین رفتارهایی کاهش مییافت.
01:24 - 27 January 2025