۳. از نظر جامعه‌شناسی سیاسی، پدیده #سلطنت‌طلبی چگونه فهم می‌شود؟چند سازوکار اجتماعی در چنین پدیده‌ای نقش دارد:- سیاست #نوستالژی: بخش‌هایی از جوانان، زیر فشار بحران‌های اقتصادی، فساد و … ، گذشته‌ای را که شخصاً تجربه نکرده‌اند «ایدئال‌سازی» می‌کنند؛ سلطنت به‌عنوان نماد «نظم، ثَبات، غرب‌گرایی،
مدرنیزاسیون» بازسازی می‌شود، نه به‌عنوان یک ساختار اقتدار موروثی با محدودیت‌های خودش.- واکنش هویتی به وضعیت موجود: مخالفت با نظام حاکم گاهی به انتخاب «هر آن‌چه برعکس آن است» منجر می‌شود؛ چون حاکمیت در ایران خود را «جمهوری اسلامی» می‌نامد، بخشی از مخالفان، بدون واکاوی عمیق مفهوم جمهوری،
واکاوی شعارها: صدایِ اجنبی
به‌طور #واکنشی به نماد مقابل یعنی سلطنت روی می‌آورند.- گُسست حافظهٔ تاریخی و رسانه‌های جدید: نسل جدید به‌جای تجربه‌ی زیسته‌ی سلطنت، با روایت‌های گزینشی (سریال‌ها، شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های سیاسی) مواجه است؛ گروه‌های سلطنت‌طلب تبعیدی نیز به‌طور فعال این تصویر روتوش‌شده را در فضای مجازی بازتولید
نقشه عملیات: از دانشگاه تا پروژه کشته‌سازی
می‌کنند. در نبود گفت‌وگوی انتقادی دربارهٔ کارنامه‌ی واقعی #سلطنت و #جمهوری، ذهن #دانشجو میان «بدِ حاضر» و «خوبِ خیالی» دوپاره می‌شود.-خستگی از سیاست مشارکتی: وقتی مردم احساس کنند رأی‌شان هیچ تأثیری ندارد و سازوکارهای انتخاباتی عملاً مسدود است،بخشی از آنان اساساً از «ایده‌ی مشارکت» سرخورده می‌شوند
و می‌گویند: «اگر قرار است رأی ما هیچ‌وقت جدی گرفته نشود، پس همان یک نفر قدرتمند باشد و کار را جمع کند.» این نوع «سرخوردگی از دموکراسی صوری» می‌تواند به پذیرش راه‌حل‌های #اقتدارگرایانه، ازجمله سلطنت، مُنجَر شود و ماهیتی واکنشی و نه تحلیلی دارد.
خیانت ِ مماشات
در نتیجه، این حرکت بیشتر از آن‌که «رجوع عقلانی به نظریه‌ی سلطنت» باشد، غالباً ترکیبی است از نوستالژی، واکنش احساسی به وضع موجود، و گُسَست تاریخی؛ از دید جامعه‌شناسی سیاسی، در زمرهٔ جنبش‌های واکنشی (reactionary / counterrevolutionary) طبقه‌بندی می‌شود.
رؤیای چکمه‌های استکبار
00:39 - 25 February 2026
politics
Parties and organizations
Axis of Resistance