وقتش شده نگاه به دور و برت کنیفکری برای این همه خاکسترت کنیعُذر مرا ببخش دوایی نداشتمتا مرهم کبودی چشم ترت کنیامشب خودم برای تو نان می‌پزم ولیبا شرط اینکه نذرِ تب پیکرت کنیمجبور نیستی که برای دلِ علییک گوشه‌ای نشینی و چادر سرت کنی
زحمت مکش خودم به حسین آب می‌دهمتو بهتر است فکر برای پرت کنیای کاش از بقیه‌ی پیراهنِ حسینمعجز ببافی و به سر دخترت کنیمن، زینب و حسن،... همه ناراحت توایموقتش شده نگاه به دور و برت کنی
22:34 - 22 أكتوبر 2026

1 التفاعل
163 من المشاهدات