سرد است. سرد است و سرما نه به اندازه گرما، نه بیشتر و نه کمتر از آن خوشایند و بدایند نیست. تنها مزیت سرما نسبت به گرما آن است که چاره‌ای برای آن وجود دارد.
منظور این است که فصل گرما ممکن است با «یک لا پیرهن» زیر هرم آفتاب بریان و زیر تیغ آفتاب شرحه شرحه شوی؛ ولی زمستان هر چقدر سردتر شد، لباس روی لباس اضافه می‌کنی و ککِ توی جیب کاپشنت هم نمی‌گزد.
خب البته چاره داشتن هم برای همه نیست دیگر. یعنی بعضی‌ها ذاتاً «بی‌چاره» به دنیا می‌آیند. مثل من که حاضرم تیغ سرما به جای تیغ آفتاب انگشتانم را ببُرَد و زخم کاری روی تنم بگذارد، اما به پوشیدن هزار لایه لباس و شبیه شدن به اسکیموهای قطب‌نشین تن نمی‌دهم.
دلم نمی‌خواهد قدر یک گاری سنگین بشوم و قدر یک توپ بادی، گرد و برآمده که با یک اشاره، مثل اشک روی گونه روی زمین بغلتم. ترجیح می‌دهم با یک ژاکت به ضخامت کاغذ «یخ» بزنم و توپ بادی شدن را به جانِ نحیفم نخرم. بالأخره چاره داشتن برای همه نیست.
08:37 - 28 أكتوبر 2026

5 التفاعل
114 من المشاهدات