از مشایهی #کربلا جاموندیم اما #مشایه زادگاهم حتی با گرمای 54 درجه و رطوبت 42 درصد باز هم مثل هرسال پرشور و شلوغ برگزار شد.پیادهروی #اربعین امسال برای من و عزیز همراهم خیلی #خاص بود.روزی که ماههاست منتظرش بودیم.سر راهمون شبیهخوانهای #امام_حسین(س) و #حضرت_زینب(س) و #شمر و #حرمله رو هم دیدیم. داشتن برای تعزیه آماده میشدن. حیف که عشق رسیدن به مقصد و البته گرمای هوا اجازه نداد زمان بیشتری اونجا بمونیم. ما ساعت 6 صبح حرکت کردیم که به شلوغی و گرما نخوریم. یه دسته عزاداری کوچولو از نوجوونها از کنارمون رد شدن و سرعتشون برای زودتر رسیدن به مقصد عشق برای من جالب بود و به حال قشنگشون غبطه
خوردم.از ما که دور شدن یه خانم و دوتا بچهاش از کنارمون گذشتن، دست پسر کوچیکشو گرفته بود و وقتی به بچه با صدا و اشاره گفت: خسته شدی؟ بگم بابا بیاد دنبالت؟تازه اون موقع بود که نگاهم به پشت سر و کنار گوش اون کوچولو افتاد. دستگاه مخصوص ناشنوایان(حلزون گوش) به سر و نزدیک گوشش چسبیده بود.بغضم ترکید.
با اینکه خیلی کوچیک بود اما به مامانش اشاره کرد که: نه... میتونم.و من چقدر دلم شکست برای این کوچولو💔قربونت برم امام حسین که این کوچولوها اینجوری و به عشق تو قدم توی این راه میذارن، یکاری کن اونقدر بزرگ بشن که راهتو هم ادامه بدن.اینم فیلم همون دستهی عزاداری و در انتها قدمهای من...
اما عکس کودک ناشنوا رو چون حالم خراب شد و اونا هم از ما فاصله گرفتن دیگه نشد بگیرم💔
این حسین کیست که عالم همه دیوانهی اوست؟! 😭
17:49 - 25 August 2024