امروز لامپ پذیرایی سوخت. خانه ما هم که از فقدان پنجره رنج میبرد، بدون دو لامپ پذیرایی – حتی با آنها – به دخمهای تاریک و دلگیر تبدیل میشود. مجبور شدم پرده آشپزخانه را بکشم تا پای نور به پذیرایی برسد.
اینکه میگویم «مجبور» نشان از دلخوریام نیست. چون آفتاب زمستان را برخلاف آفتاب تابستان دوست دارم. یاد یک لطیفه بیمزه میافتم که در بچگی خواندمش. از یک بچه میپرسند: ماه بهتر است یا خورشید؟
میگوید: ماه بهتر است، چون شبها که تاریک است بیرون میآید و زمین را روشن میکند؛ اما خورشید روز میآيد که همهجا روشن است و کار خاصی انجام نمیدهد.حالا که بهتر فکر میکنم خیلی هم بیمزه نیست.
کاش خورشید همیشه توی زمستان که هوا سرد است و برف و بوران خودش را نشان میداد؛ نه وقتهایی که هوا گرم و آفتابی است. نه؟
15:08 - 6 آبان 1405