امروز سر زنگ زیست بودیم بعد دبیر ما پسر داییمه ما گفتیم نگیم بهتره به بچه ها اینجور میگن بهش نمره میده و اینچیزا بعد امروز حواسش نبود گوشیش زنگ خورد مامان من بود گفته بود ما خونه شماییم ریحانه رو بردار بیار حواسش نبود بلند گفت ریحانه جلو در وایسا با هم بریم هیچی دیگه کلاس رفت رو هوا👩‍🦯
15:39 - 15 مهر 1404



2 Replies

@Akramm15 مهر 1404
Replying to @reyhoon110
عقل پسر خاله هام

@Mateo15 مهر 1404
Replying to @reyhoon110
346 KB