[من در دعای توسل شب های سه‌شنبه‌ی جمکران جاماندم. در چله نماز امام‌زمان خواندن، در تکرار«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» من در آن اتوبوسی که صبح های جمعه سوار میشدیم تا به مسجدی برسیم که آیه‌ای از توست جا ماندم. هر چند قد کشیدم و سن و سال گرفتم. هر چند جهان مرا شبیه خودش کرد اما پاره های
قلب من برای تو میزند. دم و بازدمم مرید توست. هر قدر شبیه دنیا شده‌ام همانقدر شکسته و منکسر تو را بیش از پیش دوست دارم...چون عشقِ یوسف در اعماق چاه به خدایی که ناجی‌اش بود...]-برای نور علی نور...#حنانه‌عزیززاده | حَ‌یان
19:46 - 26 فروردین 1405