یک سؤال دارم...این «مصلحت» دقیقاً از کجا اینقدر بزرگ شد که بعضیها خیال کردند از حقیقت هم بزرگتر است؟عجیب است...وقتی قرار باشد مردم سکوت کنند، میگویند مصلحت.وقتی قرار باشد حرفی حذف شود، میگویند مصلحت.وقتی قرار باشد بخشی از یک سخن دیده شود و بخشی دیگر نه، باز هم میگویند مصلحت.
انگار بعضیها برای خودشان دکانی ساختهاند و پشتِ شیشهاش نوشتهاند:«نمایندگیِ انحصاریِ تشخیصِ مصلحت.»رهبرِ انقلاب سخنی را صلاح میدانند که گفته شود،بعد چند نفر از راه میرسند و صلاح میدانند همان سخن، کامل شنیده نشود.چه اعتماد به نفسی...یعنی ایشان مصلحتِ گفتنش را فهمیدهاند،
اما شما مصلحتِ شنیدنش را بهتر میفهمید؟برادرِ من...اگر کسی را برای ترسیمِ مسیر و بیانِ موضع قبول دارید، دیگر حق ندارید وسطِ جملهاش قیچی به دست بگیرید و نقشِ ویراستارِ حقیقت را بازی کنید.سخن را یا باید پذیرفت، یا نقد کرد.سانسور کردنش چیزِ سومی است؛و معمولاً کسانی سراغش میروند که به اندازهی
کافی به حرفِ خودشان مطمئن نیستند.وحدت هم موجودِ عجیبی شده...🇧🇮🇦🇿🏁🇧🇮🇦🇿هزینهاش را مردم میدهند،اما بعضی خواص برای خودشان حقِ تبصره قائلاند.اگر وحدت خوب است، برای همه خوب است.اگر خط قرمز است، برای همه خط قرمز است.
خلاصه اینکه:حرفِ روشن را روشن نقل کنید.امانت را امانتدار باشید.و نامِ مصلحت را خرجِ هر سلیقه و منفعتی نکنید
19:08 - 6 June 2026