iriبسم الله الرحمن الرحیم با اتاق زندگی پس از زندگی علی آقا یا همون مجنون آشنا شدم،اونم دقیقا موقعی که تصمیم ب خودشناسی.اونجا، دقیقا همون محتوایی رو داره که من نیت ب انجامش رو داشتم. ان شاء الله دوستان بیاین و از صحبتهای مفید اونجا استفاده کنید. علی آقا،مرگ و عذاب برزخ رو تجربه کردن
من دو طعم از زندگی رو چشیدم. زندگی با خدا و شهدا رو و زندگی بدون خدا و خودشناسی و غرور و بی شهدا رو، بخاطر همین اول بخاطر خودم ک دوباره آدم بشم و ان شاء الله برگردم به همون دوران خوب زندگیم، دوم همراه شدن افرادی ک مثل خودمن، نیت کردم گروه های خودشناسی بزنم. ان شاء الله پر از خیر و برکت باشه
من تو یه برهه از زندگیم تحول اساسی کردم از نظر معنوی. توفیقاتی خدا بخاطر ترک گناه بهم داد که یه شبه رهه صد ساله و طی کردم. دیشب یه آقایی توی روم شهدا حرفای خوبی زد، گفت اگر ب خودشناسی برسیم و تو این راه استاد داشته باشیم، خودمونو گم نمیکنیم و البته اگه دچار غرور کاذب نشیم.
یه چیزی رو خوب فهمیدم، توفیقات معنوی رو با همه وجود و با اصرار باید خواست. باید چنگ زد و ازش ناامید نشد. امسالم دوست داشتم عرفه کربلا باشم اما مثل قبل، زیاد از خدا و امام حسین نخواستم برا همین نشد که الان کربلا باشم. امام حسین جونی، دلم برات تنگه اما خیلی خیلی مشکلاتم زیاده اولین مشکل درون خودمه
بسم الله الرحمن الرحیم تو عمرم یه بار با همه وجودم از خدا و امام حسین خواستم که روز عرفه کربلا باشم. چون خدا اول ب زائرین امام حسین نظر میکنه.برا هزینه سفرم سختی زیاد کشیدم و چند بار هی میخواست سفرم کنسل بشه و هی من خودمو چپوندم به خدا و امام حسین تا ب لطف خدا من توفیق اینو پیدا کردم برم کربلا.