دیروز رفتم نونوایی، هیشکی نبود، گفتم: 10 تا نون میخوامشاطر دید من خیلی باهوش و بامزه ام خواست شوخی کنه گفت:برو ته صف وایسا نوبتت که شد بهت میدم!منم گفتم: ای بابا اینجاکه کسی نیست!شاطر گفت: اینهمه آدم مگه نمیبینی!😳بعد از چند دقیقه منم با سنگ زدم شیشه نونوایی رو آوردم پایین!