یک روز در ایام نوجوانی (ده دوازده سالگی) دست به قلم بردم و تصمیم گرفتم نامه ای برای آیت الله بهجت بنویسم و یکی از نگرانی های خودم رو با ایشون در میان بگذارم.نوشتم در روایت است که قبر خانه تاریکی است. قبر خانه وحشت است. قبر خانه تنهایی است. قبر خانه مار و مور است.آقاجان من از این خانه که قرار است
همه به آن منتقل شویم می ترسم. توصیه شما چیست؟؟نامه را نوشتم و تحویل دفتر ایشان دادم.بعد از مدتی جواب نامه درب خانه آمد. با خوشحالی فراوان نامه را باز کردم. دیدم ایشان زیر همان نوشته من نوشتند:گفتم که الف، گفت دگر؟ گفتم هیچدر خانه اگر کس است یک حرف بس است!سعی کنید از همین دوران نوجوانی مقید
به انجام واجبات و ترک محرمات باشید. همین کافی و وافی است.والسلام."العبد محمدتقی بهجت".
00:50 - 13 August 2026



1 Reply

@Maheasemoon13 August 2026
گفتم که الف، گفت دگر؟ گفتم هیچدر خانه اگر کس است یک حرف بس است!سعی کنید از همین دوران نوجوانی مقیداین بخش هم در نامه بود یا توضیح قبله؟ خاطره از خودتون هست؟