حسرت چای ریخته!مرحوم کوثری: در راه روضهای، کودکانی موکب داشتند و از من خواستند برایشان روضه بخوانم. اما چون چای نمیخوردم چایشان را یواشکی ریختم!شب جدهام زهرا بهخوابم آمد و گفت: تنها روضهای که ازت قبول کردم همای که در موکب بچهها خواندی اما چای ریخته را من برای تو ...!
16:23 - 1 مرداد 1402