مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم، با دل های تنها بیشتردرد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم قالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتر هیچکس از عشق سوغاتی بجز دوری ندیدهرقدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشترهرشبه عمرم به یادت اشک میریزم عزیزبعد حافظ خوانی شب های یلدا بیشتر
زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ تربغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتربر بخار پنجره یک شب نوشتی عاشقمخون شد انگشتم بر آجر حک کنم ما بیشتر.🙂
20:48 - 15 March 2026

10 Reactions
2181 Views