فارغ مرا ز رهگذر صبح و شــام کنکار مرا به گردش چشمی تمـام کنای حکمران کشور دل با کرشـمهایزیر و زبر، قرار دل خـاص و عـام کندارالشّفای آتش و آب است این سرایسـوز دل مـرا به نمی التـیـام کـندیری است ز آشیانه جدا ماندهای «امین»غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن
10:50 - 29 April 2026