شوق دیداربا دلهایی که لبریز از شوق دیدار است، از کربلا راهی شدیم...قدم به قدم، بر خاکی که آغشته به اشک عشاق است، پیش رفتیمتا برسیم به وعدهای بزرگتر از خواب و رؤیا—به قدس،شهری که سالهاست چشمبهراه منجی نشسته.
سالهاست که اشغالگر، طنین اذان را در کوچههایش خاموش کردهو گلدستههایش را در حسرت بازگشت منتقم، خاموش گذاشته.اما امروز، قدس دیگر در سکوت نیست.امروز، قدمهای زائران، خاکِ سرزمین مقدس را بوسهباران میکند.از کربلا آمدیم، با پرچمهای یا حسین،و رسیدیم به بیتالمقدس، با فریاد لبیک یا مهدی.
حالا پرچمها در قدس به اهتزاز درآمدهاند،و صدای "اللهاکبر" دوباره کوچههای سنگخورده را زنده کرده.در نگاه مردم قدس، دیگر ترس نیست،تنها اشک شوق است و لبخندی از جنس وصال.دیوار ندبه، شاهد اشک عاشقان توست،و گنبد طلایی صخره، آینهایست برای نور حضورت.
ای قدس...تو دیگر تنها نیستی.تو دیگر اشغالشده نیستی.امام زمانت آمده، و سبزیِ بهار، از گامهایش شکوفه زده بماند،و ما، خادمان تو باشیم در عصر ظهورتا ابد، خانهی تو روشنقدس...نه فقط شهری مقدس، که زخمیترین قلب جهان.انشالله....
18:19 - 10 مرداد 1404