فقره دوم این یادداشت برای مدیران علاقمند به فضای آسیب‌شناسی و نقد، قابل توجه است. نقد با محافظه‌کاری در واقع مجیزگویی است تا نقد: 👇[دوّم]. کارگزار رسمی یا عالِم دینی، ملاحظات متعدّدی دارد، اما یک منتقد اجتماعی مانند من، می‌تواند بی‌پرده و صریح بنویسد.
این امر به دلیل آن است که «گفته» باید با «موقعیّت اجتماعی»‌ای که فرد در آن قرار گرفته است، تناسب داشته باشد؛ چنان‌که هر فردی باید تناسب گفته‌اش را با موقعیّت اجتماعی‌اش بسنجد و تقارن و تناسب ایجاد کند. دراین‌باره، آیت‌الله مصباح نکته‌های تاریخیِ روشنگری را مطرح می‌کرد که در واقع،
پاسخ ایشان به اشکالاتی بود که به ادبیّات ایشان وارد می‌شد. ایشان می‌گفتند حضرت امیر و جناب ابوذر، هم دو در یک وضع سیاسی بودند و دیگری‌شان نیز یکسان بود، اما مواضع جناب ابوذر، بسیار تندتر و صریح‌تر و گزنده‌تر بود؛
درحالی‌که هیچ روایتی نداریم که حضرت امیر، جناب ابوذر را از این غلظت و درشتی، نهی کرده باشند، بلکه ایشان تا لحظۀ پایانی، حامی و مؤیّد جناب ابوذر بودند. همچنین آیت‌الله مصباح، این مثال تاریخی را مطرح می‌کرد که حضرت امیر و حضرت زهرا نیز در آن واقعۀ تلخ، از نظر شدّت و غلظت و صراحت، متفاوت رفتار کردند؛
چراکه یکی از این دو بزرگوار، صاحب حقّ غصب‌شده بودند و دیگری، یک منتقد بیرونی. این نیز نشان می‌دهد که ادبیّات انتقادی، وابسته به موقعیّت اجتماعی است و هر کسی باید بکوشد مقام و موقع خویش را بیابد و بشناسد و درخور و هم‌ساز با آن، موضع‌گیری کند.
🔻من می‌‍‌دانم که محافظه‌کاری، رسم رایج شده است، ولی مسأله این است که انقلاب، چوب نگفتن‌ها را می‌خورد.https://eitaa.com/sedgh_mahdijamshidi
13:17 - 7 July 2024

2 Reactions
1215 Views


1 Reply