نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شدحسن لرزید که صاحب نظری پیدا شد‌فطرت آشفت که از خاک جهان مجبورخود گری خود شکنی خود نگری پیدا شد‌خبری رفت ز گردون به شبستان ازلحذر ای پردگیان پرده دری پیدا شد‌آرزو بیخبر از خویش به آغوش حیاتچشم وا کرد و جهان دگری پیدا شد‌زندگی گفت که در خاک تپیدم همه عمرتا ازین گنبد دیرینه دری پیدا شد‌#اقبال_لاهوري
10:06 - 10 April 2026

5 Reactions
423 Views