چند روز پیش داشتم با چنتا از بچه های جنبش ز.ز.آ کلاسمون صحبت میکردم و نکته ای شنیدم که هم برام جالب بود هم قابل تاملداشتیم درمورد نظام صحبت میکردیم و مسائل کشور که یکی از اونا خطاب به من گفت:من رهبر رو واقعا دوست دارم اما مشکلم با این انقلابیایی هست که خودشون رو حق مطلق میدونن و
همه چی باید طبق میل اونا پیش بره و برای اینکه حرفشون رو به کرسی بنشونن حاضرن با بلدوزر از روی همه مردم رد بشن.بقیه هم نظرای اونم حرفشو تایید کردنبعدا که داشتم به حرفاش فکر میکردم دیدم من و اون با هم هم نظریم،منتها دیدگاه من منتقدانه و دیدگاه اون مغرضانه هست
و اما نکته مهم تر این بود که این جماعتی که من و اون رو در عین هم نظری درمقابل همدیگه قرار داده بود کیا هستن؟سوال من اینه که عامل بدبینی مردم تا این حد نسبت به حکومت و دین چیه؟اقتصاد و معیشت؟پس چرا مسجد های پایین شهر همیشه شلوغ تر از مسجد های بالا شهره؟
چرا توی دوران جنگ مردم با اون وضع اقتصادی یه کشور جنگ زده حتی عکس امام هم براشون از مقدسات محسوب میشد و نه تنها فحش نمیدادن بلکه جونشون میذاشتن وسط برای این نظام؟نهمشکل از جای دیگه نشئت میگیره،از جایی که یه عده فراموش کردن اونا باید فدای مردم بشن،نه مردم فدای اونا...از جایی که روبروی مردم وایسادن
و بجای روشنگری به زور متوسل شدن
16:55 - 18 June 2025