تنی خونین در آغوش حرم رفتدلا دیدی که حاجی زاده هم رفت…سرود بیقراری خوانده ام بازچرا از قافله جا مانده ام بازمن آهی سرد و اشکی گرم دارممن از جا ماندن خود شرم دارم…نشد روحم ز تن آزاد ای دادنشد این بار هم ای داد بی دادشما ای زندگان هرگز نمیریدشهیدان دست ما را هم بگیرید.💔💔