با تیر، نشد تیغ، نشد چوب، نشد سنگبا هرچه به دستم برسد آمده ام جنگگر دست تعدّی است، وگر پای تجاوزآن دست کنم کوته، آن پای کنم لنگمن زاده ی ایرانم، آزاده و آزادبیگانه پرستیدن ننگ است مرا ننگننگا به من این خانه شود لانه ی روباهپیر است و نکرده است به جز حیله و نیرنگ
گر دشمن این خاک شود گرگ، شود شیردندان بکند تیز، نشانم بدهد چنگگر یک وجب از خاک مرا چشم بدوزدتاوان بدهد خاکش فرسنگ به فرسنگمن چشمه ی جوشانم و هرگز نزدایدشیرینی اوقات مرا شورش خرچنگچون نی لبک چوپان، چون نغمه ی جاشوبا باد هم آوازم و با موج هماهنگ
گیریم صبوری بکنم چند صباحیغیرت شمشیری است حاشا بزند زنگ
21:07 - 4 November 2025