در مجموع شاید سه سالی را در خارج کشور بودهام، اما آن سالها را جزو عمرم بهحساب نمیآورم. میدانید؟ راستش بار غربت سنگینتر از توان و تحمل من است. همهی ریشههای من که جز به ضرب تبر نمیتوانم از آن جدا بشوم، و خود نگفته پیدا است که پس از قطع ریشه به بار و بر چه امیدی باقی خواهد ماند.
شکفتن در این باغچه میسر است و ققنوس تنها در این اجاق جوجه میآورد. وطن من اینجا است. به جهان نگاه میکنم؛ اما فقط از روی این تخت پوست. دیگران خود بهتر میدانند که چرا جلای وطن کردهاند. اینجا به من با زبان خودم سلام میکنند و من ناگزیر نیستم در جوابشان بُنژور و گودمُرنینگ بگویم. #احمدشاملو 00:33 - 21 شهریور 1403