سخنان دکتر #سعید_جلیلی، با تأکید بر مفهوم «رضایت عامه مردم» (Public Satisfaction) به عنوان نیروی محرک پیشرفت کشور، به نوعی بازخوانی آموزههای دینی و همچنین یک نگاه انتقادی به طبقهی برخوردار دارد. او با استناد به نامهی #مالک_اشتر، جامعه را به دو بخش تقسیم میکند: تودههای مردم (Masses) که در شرایط دشوار پشتوانهی اصلی کشورند و گروهی از افراد خاص (Elites) که در رفاه حضور دارند ولی در سختیها غایبند. این تحلیل، ساختاری تاریخی دارد و در بسیاری از جنبشهای انقلابی و مردمی جهان مشابه آن دیده میشود.
از دیدگاه جامعهشناسی سیاسی، جلیلی به تقابل میان طبقات اجتماعی (Class Struggle) اشاره میکند. این تقابل، در بسیاری از جوامع در حال توسعه دیده شده، جایی که میان تودههای مردمی و طبقهی حاکم شکافی عمیق به وجود میآید. در اینجا، او نخبگان اقتصادی را گروهی توصیف میکند که در «روزهای سخت» غایب هستند
اما در «روزهای راحتی» از منابع ملّی بهره میبرند. این همان نظریهی بازتوزیع قدرت (Redistributive Power Theory) است که میگوید گروههای حاکم، در جوامعی که توزیع نابرابر ثروت دارند، در مقابل عدالتخواهی مقاومت میکنند.
رابطهی رسانه و افکار عمومی:اشارهی جلیلی به تأثیر شبکههای #ماهوارهای بر ذهن و ارتباط مردم، نظریهی #هژمونی_فرهنگی (Cultural Hegemony) #گرامشی را به یاد میآورد، که در آن رسانهها به عنوان ابزار کنترل ذهنی توسط طبقهی حاکم معرفی میشوند. او از این منظر، رسانهها را بخشی از ابزار سرکوب نرم (Soft Oppression)میداند که رابطهی بین تودهها و حاکمیت را تضعیف میکند.
نهایتاً، سخنان دکتر جلیلی همزمان بر - محور عدالت اجتماعی (Social Justice)، - تقابل طبقاتی (Class Conflict) - و اهمیت مشارکت عمومی (Mass Participation) میچرخد، که هم در گفتمانهای مذهبی و هم در جنبشهای سیاسی-اجتماعی جهان قابل مشاهده است.
21:32 - 1 April 2025