چگونه و با چه مجوز معرفتی یا دینی، برخی افراد یا جریان‌ها، دیگران را به «#خوارج بودن» متهم می‌کنند، حال آن‌که خود را در جایگاه داور نهایی می‌نشانند و از هرگونه انحراف یا انحطاط فکری مبرا می‌دانند؟ این دقیقاً نقطه‌ی تقابل مهمی میان دین‌ورزی خود-انتقادی و دین‌ورزی خود - مطلق‌پندار است.نخست، خود قیاس
درست همان‌جایی که دین از ایمان به ابزار قدرت بدل می‌شود، از حقیقت به پروپاگاندا، از هدایت به هیجان ،  تفکر خوارج شکل می‌گیرد
با خوارج یک قیاس سنگین و خطرناک است. در تاریخ اسلام، خوارج نه صرفاً یک گروه منحرف که یک نشانگان تلقی شده‌اند: جماعتی با خشونت شدید، ظاهر دینی اغراق‌آمیز، و تکفیرگرایی بی‌پایه. حال، اگر کسی گروهی دیگر را به «خوارج» تشبیه کند، دارد آن‌ها را وارد یک چهارچوب گناهکارانه و مجازات‌پذیر می‌کند. این همان
کاری است که #خوارج با جامعه خود کردند: هر کس مثل ما نمی‌اندیشد، #فاسق است، خونش حلال است. یعنی متهم‌کنندگان به خوارج‌بودن، دقیقاً دارند همان مکانیزم خوارج را بازتولید می‌کنند، ولی بدون این‌که بفهمند، خود به خوارج‌بودن نزدیک‌تر شده‌اند.شواهد تاریخی نیز بر خلاف ادعای آن‌هاست. مثلاً خوارج به‌شدت به
گزاره‌های صریح قرآن پایبند بودند (لا حکم الا لله) و هرگونه تأویل یا مصلحت‌سنجی را تحریف دین می‌دانستند.اما اکنون کسانی خوارج‌نامیدن دیگران را در حالی انجام می‌دهند که خودشان مشحون از مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی، توافق‌های پشت‌پرده، انعطاف‌های فراوان در اصول، و حتیٰ گاه رفتارهای غیردینی هستند.پس آیا اینان
که به‌راحتی باقدرت سیاسی کنار می‌آیند، خود دقیقاً نقطه‌ی مقابل خوارج نیستند؟ و اگر این‌گونه است، آیا قضاوت‌شان اعتباری دارد؟از لحاظ فقهی نیز این کار بدون مستند است.در فقه اسلامی (چه شیعه و چه سنی)، اطلاق عنوان «ناصبی»، «کافر»، «خارجی»، یا «فاسق» بر یک مسلمان بدون بینه‌ی قطعی، خودش موجب ارتکاب گناه
کبیره است. در بسیاری از منابع آمده: «من کفّر مسلماً فقد کفر»؛ هر که مسلمانی را کافر بداند، خود در معرض کفر قرار می‌گیرد. حال چگونه اینان به‌صرف تفاوت در تفسیر سیاسی یا اختلاف در روش مذاکره یا مقاومت، دیگران را در زمره‌ی خوارج قرار می‌دهند؟از نظر معرفتی نیز تناقض آشکاری در موضع آنان هست. کسی که
«خوارج بودن» را به زهد، ظاهر دینی و مخالفت با سیاست روز گره می‌زند، باید توضیح دهد که چه معیاری برای صحت برداشت خود از دین دارد؟ آیا زهد و قرآن‌خوانی و استغنا از قدرت فی‌نفسه نشانه‌ی انحراف است؟ یا چون از آن‌ها خوش‌مان نمی‌آید، راحت‌تر می‌توانیم برچسب بزنیم؟ در واقع، اتهام خوارج‌بودن بیش از آن‌که
تحلیلی دینی باشد، ابزاری است برای حذف گفتمان مخالف. همین حذف‌طلبی، خویشاوندی عجیبی با خوارج واقعی دارد.این‌گونه افراد، خود را در جایگاه داور نهایی حقیقت می‌نشانند، بی‌آن‌که هیچ مکانیزم خودانتقادی یا سنجش‌گری درونی داشته باشند.
20:16 - 18 April 2025
Parties and organizations
One nation
Islamic revolution of Iran

3 Reactions
142 Views