دو نمایندهی دو مسیر متقاطع. غنینژاد از سیطرهی ایدئولوژیای سخن میگوید که آن را «#کمونیستی با لباس اسلامی» مینامد، و علی درستکار، با لبخند و بیهیچ نقد و چالش، این سخن را «خیلی جذاب» مینامد؛ نه در مقام پرسشگر، بلکه همدل و تأییدگر. این سکوت و همراهی در برابر گزارهای چنان رادیکال، تنها یک ضعف در اجرا یا خطای مجریگری نیست، بلکه نشانهای است از چرخشی عمیقتر و زیربنایی در لایههای نخبگانی.درستکار که پیشتر دانشآموختهی دانشگاه امام صادق بوده و از بطن نهادهای ایدئولوژیک برآمده، امروز در جایگاه مدیر روابطعمومی نهادهایی چون #بانک_آینده و اتاق بازرگانی ظاهر میشود؛ نهادهایی که درونمایهی فعالیتشان بهروشنی بر بستر #سرمایهداری_رانتی و #الیگارشی_اقتصادی شکلگرفته است. این جابهجایی از نهاد دینی به نهاد مالی، از صداوسیمای ایدئولوژیک به روابطعمومی بانکهای مسئلهدار، تصویرگر مسیری است که نهفقط علی درستکار، بلکه بخشی از طبقهی نخبگانی جمهوری اسلامی طی کردهاند: آمیختن ظواهر سنتی با منافع مدرن، و سازگاری با مناسبات قدرت و ثروت با هر پوشش مفهومی ممکن.آنگاه که مجریای که باید نمایندهی حقیقتطلبی و پرسشگری باشد، صرفاً نقش مکمل سخنانی را بازی میکند که بر ساختار سیاسی موجود اتهام وارد میکند، نه از موضع تحلیل بلکه از منظر ستایش، دیگر نمیتوان این رفتار را
صرفاً به سکوتی تاکتیکی تعبیر کرد؛ بلکه باید آن را نشانهای از همپوشانی ایدئولوژیک و منفعتطلبانه دانست. این همپوشانی وقتی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم علی درستکار در حال حاضر در خدمت نهادهایی است که خود، در نقدهایی از سنخ موسی غنینژاد، مصداق فساد ساختاریاند.
00:16 - 2 June 2025