┃کاریکاتور کردن استدلال رقیب خیالی ٣.«میگویند: خب ما علاوه براینکه باید تابع همان اذن ظاهری باشیم… زمینه برای بیتأثیر کردن عوامل اکراه بر رهبری… ما میگوییم: برفرض… خب چطور!؟»متن تخیلی شما اینجا چه کرده؟https://virasty.com/GodLover/1777538125045001691
#هشدارتنها راه باقیمانده برای دوستان سوپرانقلابی جهت بیاعتبارسازی تصمیمات جمهوری اسلامی، زیرسؤال بردن اعتبار فرمایشات رهبری است!این جریان برای وصول به این راهبرد، از ابزارهای مختلفی استفاده کرده استمثلا:۱. بعداز اینکه بارها رهبرانقلاب از وضعیت مجلس یازدهم اعلام رضایت کردند و فرمودند این مجلس ا…
هیچ! طرف مقابل را مجبور کرده راه بسیار مبهم و گستردهای پیشنهاد کند، بعد میگویید «چطور؟». این یک دامگذاری (non-falsifiable question / escape hatch) است: هر پاسخ احتمالی بدهید، متن میتواند بگوید «چطور؟» و بحث بیپایان شود.
از طرف دیگر، اگر بحث دقیق فقهی/سیاسی این است که «چطور باید شرایط اجرای تصمیم را اصلاح کرد تا اکراه منتفی گردد»، پرسش «چطور» فقط یک نیاز به روشپردازی است؛ نه ابطال. سخن و نوشتار شما با «چطور!» میخواهد عدم ارائه روش فعلی را دلیل بر بطلان استدلال بگیرد.
«میگویند: مثلاً از مذاکرات انتقاد کنیم ما میگوییم: مگر… کسی مخالف انتقاد صحیح… بوده است!؟»این دقیقاً یک تغییر موضوع (موضوععوضکنی) است. طرف مقابل احتمالاً میخواهد بگوید: «اگر اکراه بوده، نقش منتقد این است که عناصر اکراهآور را کم کند؛ نقدِ مذاکرات یکی از ابزارهای ممکن است.»
اما متن شما پاسخ میدهد: “خب انتقاد که مشکل ندارد.” این یعنی شما دقیقاً به همان حوزهی نتیجه که طرف مقابل میگوید «انتقاد ابزارِ کاهش اکراه» پاسخ ندادهاید؛ فقط گفتهاید «اصلِ انتقاد ممنوع نیست».
جناب متکلم! این دو با هم فرق دارد:- انتقاد داشتن: درست/غلط ندارد.- انتقاد بهعنوان ابزارِ خاص در یک فرایند: ممکن است درست/غلط داشته باشد.متن شما، یکی را با دیگری خلط میکند.«یعنی حتما باید اول رهبری را مکرَه… بدانید تا به این نتیجه بدیهی برسید؟ جل الخالق!»این هم مغالطه دیگری است:
متنی که نوشتید فرض میگیرد نتیجه طرف مقابل «بدیهی» است، درحالیکه طرف مقابل احتمالاً میگوید: نتیجه «عملی» از یک «چنین مقدمهای» به دست میآید.شاید نتیجه بدیهی نباشد؛ یا اگر هم بدیهی است، از مقدمه بدیهی بدست آمده یا از مقدمه دیگری.همچنین «جل الخالق!» صرفاً هیجانآفرین است و جای استدلال را میگیرد
تا اینجا، منطقی که متن شما میسازد بیشتر «کاریکاتور کردن استدلال رقیب» و سپس «پایین آوردن آن به چند جمله بدیهی» است؛ بعد با بدیهیسازی، آن را رد میکند.